وطن، مادر ماست!

بنده نه جامعه‌شناسم، نه سیاستمدار، و نه به معنی واقعی کلمه دانشجو؛ فقط دوست دارم درباره مفهومی حرف بزنم که نمی‌توانم به آن فکر نکنم، در جست و جویش نباشم و آن را ندید بگیرم؛ مفهومی که به هیچ چیز شبیه نیست و هیچ تعریف یکتایی از آن وجود ندارد. شاید هم مفهومی پوچ باشد و هیچ معنایی نداشته باشد. هر تلاشی که در طول این سالها برای تعریف کردن آن و دیدن ابعاد وجودیش کرده‌ام فقط به بی راهه منتهی شده‌اند؛ چون به آن تعریف ایمان قلبی نداشتم. مطمئنم هر تعریفی که آن را برگزینم، باعث خواهد شد تا مسیر متفاوتی را در زندگیم پیش گیرم. شاید دلیلش این باشد که تعریف این مفهوم به هویت من رنگ متفاوتی می‌بخشد. این فقط بحث من نخواهد بود، مفهومی است که با شما، خانواده شما، دوستان شما، گذشتگان شما، سازمان شما، منطقه شما، کشور شما، همسایگان شما، گذشتگان شما و آیندگان شما سروکار دارد. اما همه ما ناچاریم از میان تعاریف مختلف که خود اختیار می کنیم، یکی را برگزینیم؛ حتی اگر به آن فکر نکنیم، بازهم درباره آن تصمیمی گرفته‌ایم. این مفهوم، چیزی نیست جز «وطن»!

جنگ آمریکا علیه ایران، یا جنگ بر سر نفت؟

آقای دکتر حسین راغفر که زحمت مشاوره رساله دکتری بنده را بر عهده دارند به همراه همکارشان آقای دکتر احسان سلطانی، مجموعه‌ای از تحلیل‌های اقتصادی خود را با توجه به رخدادها و وقایعی که در کشور در جریان است، در قالب گزارش هایی آماده و ارائه می‌نمایند. فارغ از نگاه ویژه‌ای که در گزارش‌های تحلیلی ایشان دیده می‌شود؛ این گزارش‌ها می‌توانند به عنوان نمونه‌های خوبی برای تحلیل مسائل عامه برای ما دانشجویان رشته خط مشی عمومی باشد. گزارش هفدهم ایشان را با عنوان «جنگ آمریکا علیه ایران، یا جنگ بر سر نفت؟» که در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ منتشر نموده‌اند را با حذف نمودارهای آماری و البته بدون دخل و نظری آورده‌ام.

علت اصلی حل نشدن مسائل مدیریت دولتی در ایران

علت العلل، مادر دلایل، مرکز ثقل، سیاهچاله، ریشه یا هر واژه یا عبارت دیگری که اشاره به علت اصلی مشکلات و نیز لاینحل بودن مسائل و مشکلات مدیریت دولتی در ایران دارد را تنها می توان در یک عبارت یافت: عدم شایسته سالاری.

اگر این ممکت دست فلانیها بود

بارها و بارها شنیدم که می گویند «حیف، اگر این مملکت دست آلمانیها یا ژاپنی ها یا حتی کره ای ها بود … این می شد آن می شد»؛ اگرچه چنین گفته ها و شنیده هایی نشان هم و غم ایران دوستان به پیشرفت و تعالی کشور است اما وقتی این گفته ها را از زبان عالمان و روشنفکران می شنوم، تعجبم بیش از پیش می شود؛ وقتی با این دوستان هم کلام می شوید، آنان بحث خود را با نگاه ژرف خود به خرده گیری از فرهنگ مردم و تاثیر آن بر روند توسعه اقتصادی آغاز کرده و سپس با شاخه دادن به موانع فرهنگی موجود از طریق ارائه نمونه های فراوان، بحث خود را در نهایت با بیان اینکه «ازماست که بر ماست» خاتمه می دهند. نه اینکه بحث و استدلال این عزیزان نادرست باشد بلکه منظورم این است که نگاه برخی از ایشان، ساده و با خرده گیری صرف و خودشیفتگی زیاد همراه است.

نامه تنسر، سندی قدیمی در باب حکمرانی

نامهٔ تنسر رسالهٔ کوچکی است که آن را ابن مقفع از زبان پهلوی به عربی ترجمه کرده‌است. اکنون اصل پهلوی و ترجمهٔ عربی آن در دست نیست. این نامه را تنسر یا توسر هیربدان هیربد زمان اردشیر بابکان در پاسخ گشنسب شاه طبرستان نوشته‌است. وی ظاهراً به بعضی از اقدامات اردشیر به دیدهٔ انتقاد می‌نگریسته و در نامه‌ای به تنسر از او خواسته‌است که دلیل چنین اقداماتی برای او بیان گردد.

مروری بر کتاب «درآمدی فلسفی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران»

همانطور که از نام کتاب برمی آید، آقای سید جواد طباطبایی تلاش می کند تا سیر اندیشه سیاسی در ایران را با مروری تاریخی و تحلیل مختصری بر مهم ترین اندیشه های سیاسی در دوران ایرانی – اسلامی ارائه کند. ایشان، کتاب خود را بر این اساس به هشت فصل اختصاص داده است. در ادامه مطلب نگاه مختصری به هر فصل می شود.

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.