وقتی پولی تو جیبت نداری

وقتی پول تو جیبت نداری، یا راحتتر بگم آه در بساط نداری، چهار موقعیت سر راهته: یکی اینکه هیچ کاری نکنی و بیفتی یه گوشه؛ دوم اینکه از کسی پول قرض کنی تا بعدا فرجی بشه بهش پس بدی؛ سوم اینکه بری کار کنی و به اصطلاح دستت توی جیب خودت باشه و چهارم اینکه بری و یه چیزی که از هر جایی بهت رسیده یا داریشو، بفروشی یا حق امتیازشو به کسی منتقل کنی تا جیبت تا مدتی پرپول بشه. اما این قضیه بی‌پولی و موقعیت‌های پیش رویت به این روشنی هم نیست. در ضمن تنها مختص به من و تو هم نیست، شهرها یا کشورها هم میتونن بی پول و درمانده بشند و خودشون رو در یکی از این موقعیت‌ها ببینند. در این نگاشت قصد دارم تا این قضیه و موقعیت‌های چهارگانه مربوط به اون را به صورت دلی با هم باز و تحلیلشون کنیم.

تاب‌آوری در برابر تحریم‌های اقتصادی؛ مورد مطالعه: خوشه تجهیزات بیمارستانی تهران

سخت‌ترین تحریم‌ها بعنوان ابزار سیاست خارجی کشورها، علیه ایران اعمال و تشدید تحریم‌ها در سالیان اخیر باعث آسیب‌پذیری فراوانی به‌خصوص در بخش اقتصادی و اجتماعی کشور شده است؛ هدف از این پژوهش، بررسی عوامل موثر و درسهایی است که موجب توسعه ظرفیت تاب‌آوری و شناخت راهکارهای منطقه‌ای مواجهه با این نوع اختلالات و تهدیدات با تمرکز بر مورد خود– خوشه تجهیزات بیمارستانی استان تهران –می‌شود. روش پژوهشی مورد استفاده کیفی بوده و داده‌ها ضمن جمع‌آوری از طریق روشهای کتابخانه‌ای و میدانی، با روش تحلیل تم، تجزیه‌و‌تحلیل شده‌اند. در نهایت ظرفیت‌ها و اقدامات موثر با طبقه‌بندی ابتکاری در ابعاد اصلی تاب‌آوری شامل ابعاد اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، فنی – سازمانی و نهادی – زیرساختی و با درنظرگرفتن سطوح تحلیل شامل فرد، بنگاه، خوشه، دولت، محیط برای هر یک ارائه شده‌اند.

تفاوت منافع با مصالح

از ازل تا امروز، از فرد تا جامعه، هر لحظه از زندگی و سرنوشت با یک تصمیم گره خورده و در هر تصمیم حداقل دو گزینه وجود داشته است؛ گاهی این دو گزینه نتیجه ای برابر داشته اند و یا گاهی آنقدر نسبت به هم بیگانه بوده اند که سرنوشت و بخت و اقبال متفاوت ما و جامعه مان را رقم زده اند. جالب آنکه ماهیت این دو گزینه در تمام تصمیم ها از خرید یک اسباب بازی برای فرزندمان تا انتخاب رشته تحصیلی و یا گزینش همسر برای ادامه زندگی و تا تعیین استراتژی سازمانی و تا خط مشی گذاری برای توسعه اقتصادی یک کشور یکسان است و تغییر نمی کند. انتخاب بین این دو گزینه، انتخاب میان «آنچه که به نفع ماست» و «آنچه که به صلاح ماست» را تشکیل می دهد.

دولتهای بی‌حیا! وضعیتی جدید در روابط دولت‌ها با ملت‌ها

بدترین اتفاقی که برای یک اجتماع می‌تواند رخ دهد، فرو ریختن حیا است. تفاوتی ندارد درباره چه نوع اجتماعی صحبت می‌کنیم؛ از خانواده گرفته تا جامعه بین الملل، اگر حیا بریزد، دیگر هیچ چیزی مثل قبل نخواهد بود. به نظر می‌رسد که امروزه بسیاری از دولت‌ها و کشورها با سرعت بسیاری به سمت بی‌حیایی درحرکتند. وضعیتی که با شنیدن برخی از تصمیمات و برنامه‌های ایشان، ممکن است روزها و ماه‌ها از شنیدن آن حیرت زده شویم.

سیلی آزادی بر عدالت

یادم هست که در دوران کودکی، چندسالی بحث کتک خوردن دانش آموزان از معلمان موضوع محافل بود. آن زمان، کسی تلفن همراه نداشت تا فیلمی بگیرد، چه برسد به آن که آن فیلم به هزاران نفر نیز مخابره شود. اگر کشیده‌ای زده می‌شد، تنها بچه‌های همان کلاس آن را مشاهده می‌کردند و صدای آن حتی به گوش کلاس کناری هم نمی‌رسید. اما امروزه به لطف فناوری ارتباطات، صدای سیلی خیلی بلندتر از قبل شده است و دیگر نقل و قسم شاهدان، نتیجه پزشکی قانونی، شکایت والدین، نظر کارشناسان و مدیران وزارت آموزش و پرورش و امثالهم برای بررسی لازم نیست؛ همه این موارد کوتاه شده و حکم فورا صادر می‌شود. امروز اگر کسی سیلی بزند یا سیلی بخورد، صدای آن می‌تواند جماعتی را متاثر کند. در هفته جاری نیز کشیده‌ای زده شده است.

وطن، مادر ماست!

بنده نه جامعه‌شناسم، نه سیاستمدار، و نه به معنی واقعی کلمه دانشجو؛ فقط دوست دارم درباره مفهومی حرف بزنم که نمی‌توانم به آن فکر نکنم، در جست و جویش نباشم و آن را ندید بگیرم؛ مفهومی که به هیچ چیز شبیه نیست و هیچ تعریف یکتایی از آن وجود ندارد. شاید هم مفهومی پوچ باشد و هیچ معنایی نداشته باشد. هر تلاشی که در طول این سالها برای تعریف کردن آن و دیدن ابعاد وجودیش کرده‌ام فقط به بی راهه منتهی شده‌اند؛ چون به آن تعریف ایمان قلبی نداشتم. مطمئنم هر تعریفی که آن را برگزینم، باعث خواهد شد تا مسیر متفاوتی را در زندگیم پیش گیرم. شاید دلیلش این باشد که تعریف این مفهوم به هویت من رنگ متفاوتی می‌بخشد. این فقط بحث من نخواهد بود، مفهومی است که با شما، خانواده شما، دوستان شما، گذشتگان شما، سازمان شما، منطقه شما، کشور شما، همسایگان شما، گذشتگان شما و آیندگان شما سروکار دارد. اما همه ما ناچاریم از میان تعاریف مختلف که خود اختیار می کنیم، یکی را برگزینیم؛ حتی اگر به آن فکر نکنیم، بازهم درباره آن تصمیمی گرفته‌ایم. این مفهوم، چیزی نیست جز «وطن»!

شکست در درس‌آموزی از خط‌مشی؛ روایت نقادانه تجربه خصوصی‌سازی در ایران

خصوصی‌سازی، از ابرخط‌مشی‌هایی است که در چهار گوشه جهان، در سیستم‌های سیاسی گوناگون، اجرایی شده و کشور ایران نیز می‌توانست از این تجربه ارزشمند، برای بیشینه سازی اثربخشی خط‌مشی خصوصی‌سازی در اقتصاد خود بهره مند شود؛ حال آنکه این مهم رخ نداد. این پژوهش قصد دارد تا با نگاهی ژرف به خط‌مشی خصوصی‌سازی، به بررسی و تبیینی برای درک و بهبود یادگیری از تجارب داخلی و نیز درس‌آموزی از خط‌مشی دیگر کشورها بپردازد.

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.