محک زنی یا بنچمارک

محک زنی یا بنچمارک و یا به طور دقیقتر بنچمارکینگ، یک روش نظام مند برای ارزیابی و جست وجو جهت یافتن بهترین عملکرد در فرایندها و فعالیت های سازمانی است. محک زنی برای تعیین و مقایسه میزان عملکرد یک واحد تجاری، بخش یا تیم، سازمان یا شرکت در مقایسه با سایر واحدها، بخش‌ها و سازمان های مشابه بسیار مفید است. محک زنی، درواقع یک نقطه مرجع برای اندازه گیری است. محک زدن یک کسب و کار به فلسفه کایزن و تفکر درباره مزیت رقابتی مرتبط است.

چرخه دمینگ یا مدل PDSA

چرخه دمینگ (Deming) یا PDSA، مدلی برای بهبود مستمر در کیفیت است. این مدل شامل یک توالی چهار مرحله‌ای به صورت منطقی و تکرارشونده جهت بهبود و یادگیری مداوم است. این چهار مرحله عبارتند از: برنامه ریزی (PLAN)، اجرا (DO)، مطالعه یا بررسی (STUDY/CHECK) و اقدام (ACT) است. این مدل همچنین به چرخه PDCA یا مارپیچ بهبود مستمر نیز شهره است. اصل چرخه PDCA به دهه ۱۹۲۰ و به کار متخصص برجسته آمار، آقای والتر شوارت برمی‌گردد.

۶ اصل برای اثرگذاری در دیگران

پروفسور رابرت چالدینی در کتاب خود با عنوان «اثرگذاری: روانشانسی متقاعد کردن» در سال ۲۰۰۷ شش اصلی را که حاکم بر چگونگی تاثیر گذاری بر دیگران را هستند را بیان می‌کند و آن‌ها را شش سلاح یا قانون تاثیرگذاری نامیده است.

راهبرد اقیانوس آبی

چان کیم و رنه مابورنیا به شرکتها پیشنهاد می‌کنند که به جای آن که در فضای صنعت موجود، با دیگران رقابت کرده یا تلاش کنند تا مشتریان آنها را بربایند (که به آن راهبرد (استراتژی) خونین یا اقیانوس قرمز می‌گویند)، فضای بازار بدون رقابتی را توسعه دهند که در آنجا رقابت با دیگران کاملا بی‌معنا است. آنها نام این راهبرد را راهبرد اقیانوس آبی نامیدند.

روش شش سیگما در مدیریت کیفیت

شش سیگما (۶Σ, ۶σ)، یک روش مدیریت کیفیت است که ابزارهایی را برای کسب و کارها ارائه می‌دهد که با کمک آنها می‌توانند توانایی فرآیندهای تجاری خود را بهبود بخشند. این بهبودها شامل افزایش در عملکرد و کاهش بی‌ثباتی در فرآیند است که باعث کاهش نقص و افزایش در سود، بهبود روحیه کارکنان و افزایش کیفیت محصولات می‌شود. به عبارت دیگر شش سیگما، یک برنامه جامع برای اندازه گیری و بهبود در کیفیت است که توسط میکل هری و موتورولا معرفی شد.

۱۴ اصول مدیریت دمینگ

ادواردز دمینگ، آمارگر آمریکایی بود که با ظهور ژاپن به عنوان یک کشور تولیدکننده و با اختراع اصول مدیریت کیفیت جامع TQM)) شناخته می شود. دمینگ، پس از جنگ جهانی به ژاپن رفت تا در تنظیم سرشماری جمعیت ژاپن کمک کند. وی زمانی که آنجا بود، “کنترل فرایند آماری” را به مهندسان ژاپنی آموزش داد؛ او مجموعه ای از تکنیک هایی را یاد داد که به آنها امکان می داد تا کالاهای با کیفیت بالا را بدون ماشین آلات گران قیمت، تولید کنند.

مدل ۷P

اولین بار جروم مک کارتی (Jerome McCarthy) در سال ۱۹۶۰، آمیخته بازاریابی شامل ۴ بخش اصلی محصول (Product)، قیمت (Price)، مکان (Place)، و ترویج (Promotion) را برای شکل گیری و پیاده سازی راهبردهای بازاریابی ارائه نمود. بعد از محبوبیت یافتن مدل او برای راهبردنویسی در حوزه بازاریابی، افراد مختلفی سعی در توسعه آن نمودند. امروزه سه متغیر دیگر شامل افراد (People)، فرایند (Process)، شواهد فیزیکی (Physical evidence) برای تکمیل مدل مذکور به آن اضافه شدند که در مجموع ۷P را تشکیل داده اند.

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.